فرناز سیفی – داوری با مشخصات جعلی
بدون هیچ مقدمه ای می روم سر اصل مطلب . ششمین دورهء انتخاب وبلاگهای برتر یازده زبان دنیا ( از نظر رادیوی دولتی آلمان – دویچه وله) برگزار شد و برندگانش هم اعلام شدند . من اصولا” با انجام مسابقه در هر نوع نوشتن ( بجز نوشتنی که مستقیما” به علوم تجربی مربوط باشند ) مخالفم . در نتیجه صرفا” بخش انتخاب وبلاگ برتر در زمینهء تغییرات اقلیمی و محیط زیست این مسابقات را به رسمیت شناختم . اما دلیل نمی شود که نسبت به دیگر بخشهای این مسابقه و یا اصل مسابقه حرفی نزنم . دویچه وله چهارده نفر را از تقریبا” هر یازده زبانی که قرار بود در آنها وبلاگهای برتر معرفی شوند به عنوان هیئت داوران انتخاب کرده بود . داوران این مسابقه علاوه بر داور بودنشان ، در حکم معرف و وکیل مدافع وبلاگهای همزبان خود نیز عمل می کنند . به این ترتیب که مثلا” داور اسپانیایی زبان هم در تعیین ده وبلاگ اسپانیایی زبان راه یافته به بخش مسابقه اصلی ترین نقش را ایفا می کند و هم در توجیه سایر داورها برای انتخاب بهترین وبلاگ اسپانیایی زبان . در واقع در این زمینه حرف اول و آخر را او می زند چرا که داورهای ژاپنی و عرب و چینی و غیره که زبان اسپانیایی را نمی دانند . در نتیجه طیعتا” در این زمینه از داور اسپانیایی زبان حرف شنوی می کنند . علاوه بر اینها ، این داور اسپانیایی زبان نهایت سعی و تلاش خودش را هم بکار می گیرد تا یک یا چند وبلاگ اسپانیایی زبان در چهار بخش مشترک دیگر یعنی بهترین وبلاگ دنیا ، بهترین وبلاگ تغییرات اقلیمی ، بهترین ویدیو بلاگ و نیز وبلاگ برگزیدهء روزنامه نگاران بدون مرز کاندید شوند و یا اگر کاندید شده اند ، برای جلب همهء داورها می کوشد و تلاش می کند قانعشان کند تا رایشان را به وبلاگ و یا وبلاگهای همزبانش بدهند . امسال علاوه بر بخش اختصاصی بهترین وبلاگهای فارسی زبان و تغییرات اقلیمی ( محیط زیست ) که هر زبانی در آن یک سهمیه و نماینده داشت ، وبلاگهای ایرانی در دو بخش بهترین وبلاگ دنیا و نیز جایزهء ویژهء روزنامه نگاران بدون مرز نیز کاندید داشتند . عضو فارسی زبان هیئت داوران این دوره از مسابقهء دویچه وله و در واقع معرف و مدافع وبلاگهای ایرانی ، امسال و برای سومین سال پیاپی شخصی بود بنام فرناز سیفی . رادیو دویچه وله در معرفی فرناز سیفی مینویسد : فرناز سیفی ژورنالیست، فعال حقوق زنان و وبلاگ نویس ایرانی است که در پنج سال گذشته در عرصه جنبش زنان و جامعه مدنی فعالیت کرده است. سیفی در چند روزنامه و سایت فمینیستی قلم زده و از بنیانگذاران سایت زنستان است که اولین مجله اینترنتی زنان ایران است. خانم سیفی در ژانویه سال ۲۰۰۷ در راه کنفرانسی در هند در فرودگاه به اتفاق دو نفر دیگر از فعالان جنبش زنان به اتهام فعالیت علیه امنیت ملی بازداشت و بعدآ با سپردن وثیقه آزاد شد .رادیو دویچه وله سپس به وبلاگ این شخص نیز لینک میدهد . اما اطلاعاتی که رادیو دویچه وله دربارهء این داور فارسی زبان ارائه کرده است تماما” واقعی نیست . فرناز سیفی زاده شاید در گذشته چنین فعالیتهایی داشته است اما آنچه که مهم است وی در حال حاضر نه ژورنالیست ( روزنامه نگار) است ، نه فعال حقوق زنان است و نه از همه مهمتر اینکه وبلاگنویس است! تا چند روز پیش زیر این معرفی نامه و وقتی که روی نشانی وبلاگ خانم فرناز سیفی که کلیک می کردید بجای وارد شدن به وبلاگ ادعایی رادیو دویچه وله ، به جای پرتی وارد میشدید که احتمالا” روزی روزگاری در آنجا وبلاگی با دامنهء اختصاصی دات کام وجود داشته و متعلق به خانم فرناز سیفی بوده اما اکنون آن آدرس بسته شده و آن وبلاگ تعطیل شده است . در آخرین روزهای مانده به پایان مسابقه و وقتی که گند کار درآمد و مشخص شد خانم فرناز سیفی زاده هیچ وبلاگی ندارد و وبلاگنویس نیست ، رادیو دویچه وله در اقدامی عجیب و غریب کاری کرد که با کلیک روی گزینهء ( وبلاگ فرناز ) کاربری که می خواهد وبلاگ این وبلاگنویس معروف را ببیند ، بجای وارد شدن به وبلاگ فرناز سیفی پرت میشود به بخش انگلیسی دویچه وله و در آنجا و در مقابل اسم این فرد نوشته شده است فرناز از ما خواسته است تا آدرس وبلاگش را مخفی نگه داریم! یعنی خانم وبلاگ نویس سرشناس و روزنامه نگار بزرگ ایرانی مایل نیست کسی بداند وبلاگش کجاست و در کجا مینویسد و چه مینویسد! این توضیح بیشتر از آنکه راهی برای فریب دادن کاربران اینترنت و یا توجیهی برای وبلاگنویس نبودن فرناز سیفی باشد توهینی آشکار به شعور مخاطبین رادیو آلمان بود و هست . دیگر اینکه رادیو دویچه وله در ادامهء شرح سوایق فرناز سیفی نوشته است که وی از بنیانگزاران سایت زنستان است که اولین مجلهء اینترنتی زنان ایران هست . و روی این هستن هم تاکید کرده است چرا که فرناز سیفی صرفا” بخاطر نوشتن در این سایت است که عنوان روزنامه نگار را دریافت کرده است . اما در عالم اینترنت اساسا” سایتی بنام زنستان وجود ندارد که حالا خانم فرناز سیفی بخواهد در آن بنویسد یا ننویسد . البته ظاهرا” سالها پیش و برای چند صباحی یک چنین وبسایتی وجود خارجی داشته است و فرناز سیفی هم شاید زمانی که در ایران بوده هر از گاهی در آن مینوشته ولی این سایت سه سال پیش توسط گردانندگانش بسته شده و کلا” از اینترنت حذف گردیده است . این خانم شاید روزگاری وبلاگنویس هم بوده و در وبلاگش ، که نمی دانیم چه نامی داشته و آنهم سالهاست که دیگر وجود ندارد ، یک زمانی مطلبی مینوشته و کار روزنامه نگاری آنلاین هم میکرده . فرناز سیفی شاید علاوه بر اینها زمانی هم در داخل ایران برای چند صباحی با جمعی یا محفلی در زمینه امور زنان فعالیتی داشته اما این سوابق دیگر ربطی به الان ندارند . مگر می شود آدم شش ماه وبلاگنویسی کند و بعد وبلاگش را ببندد و کلا” از اینترنت حذفش کند و تا آخر عمرش خودش را یک وبلاگنویس بزرگ بنامد و از سوی دیگران هم در عالم وبلاگستان به عنوان یک پیشکسوت شناخته شود؟ در زندگی نامهء سایر اعضای هیئت داوران دویچه وله فهرستی بلند بالا از سوابق روزنامه نگاری و فعالیتهای اجتماعی و رسانه ای شان نوشته شده اما بزرگترین افتخار داور ایرانی عضو این هیئت این بوده که یک بار و زمانی که قصد داشته به هندوستان سفر کند در فرودگاه بازداشتش کرده اند و بعد هم سند گرو گذاشته و به منزلشان برگشته است . یک چنین سابقه ای برای مسئولین بخش فارسی رادیو دویچه وله کافی بوده تا فرناز سیفی را داور ومعرف و مدافع صدها هزار وبلاگ فارسی زبان کنند .
محمد ظاهر نظری – وبلاگنویس دلیر و بی پروای افغان که از سوی وبلاگنویسان فارسی زبان بیشترین آرای عمومی را بدست آورد اما داور ایرانی از او حمایتی نکرد و نهایتا” از سوی هیئت داوران به هیچ انگاشته شد
مسئلهء تاسف بار اینجاست که رادیو دویچه وله این اطلاعات غلط و دروغین را به یازده زبان و در یازده سایت مختلف خودش نوشته و در اختیار همهء شنوندگانش و از جمله سایر اعضای هیئت داوران این مسابقه قرار داده است . حال سئوالی که ممکن است پیش بیاید این است که خب ، این شخصیت جعلی و این داور بی صلاحیت چه تاثیر منفی می توانسته بر وضعیت حضور وبلاگهای فارسی زبان مسابقهء دویچه وله داشته باشد؟ این نکته ای هست که باید درباره اش توضیح داده شود . با این شرح حالی که از خانم فرناز سیفی رفت مشخص شد که این فرد سالهاست که وبلاگنویسی و فعالیت روزنامه نگاری آن لاین را رها کرده و دیگر هیچ حضور و ارتباطی با وبلاگستان فارسی ندارد و طبیعتا” شناختی هم از وبلاگهای فارسی زبان ندارد . یک چنین ضعف بزرگی که خانم فرناز سیفی به عنوان معرف و داور و مدافع وبلاگهای فارسی داشته است ، منجر به نتایج بسیار تلخی برای وبلاگهای فارسی زبان و مشخصا” وبلاگهای ایرانی شد . حداقل اینکه فرصتی طلایی برای معرفی دست کم ده وبلاگ بسیار خوب و پرکار و پربار ایرانی و افغان به وبلاگنویسان فارسی زبان از دست رفت . اطلاعات فرناز سیفی از عالم وبلاگستان فارسی بسیار قدیمی بود و ظاهرا” در شناسایی کردن و برگزیدن وبلاگهای خوب فارسی ( چه ایرانی و چه افغان ) نیز هیچ علاقه و رغبتی هم به مشورت با دیگران نداشته ، در نتیجه با زیر پا گذاشتن ابتدایی ترین اصول حرفه ای داوری و تعهدات کاری خود ، آشنا ترین وبلاگهایی که از قدیم میشناخته یا بطور فردی از آنها خوشش می آمده است را به عنوان ده وبلاگهای برتر فارسی به مرحلهء مسابقه برده بود . از جمله وبلاگهایی که وی به عنوان ده وبلاگ برتر فارسی زبان انتخاب کرده بود وبلاگ پرت و متروکهء سلمان جریری بود که اخیرا” و بقول خودش با اصرار دوستانش هر از چند ماه یکبار جمله ای یا مطلبی بسیار معمولی را در آن می نویسد تا وبلاگش صرفا” به عنوان اولین وبلاگ فارسی زنده بماند ، بی آنکه خودش هیچ رغبتی به وبلاگنویسی داشته باشد . وبلاگ دیگری که فرناز سیفی انتخاب کرده است بی پلاکی ها است . سراسر این وبلاگ ضجه ها و مویه های یک بیمار روانی است که در عالم خیالات و توهمات خود همچنان در جبهه های جنگ با عراق حضور دارد و عاشق کشتن و کشته شدن و تکه تکه کردن دشمنان خیالی و پاره پاره شدن جسم خود و اجساد دیگران است و در سرتاسر نوشته هایش بوی خون و باروت و انفجار و مرگ و آدمکشی به مشام می رسد . خانم فرناز سیفی باید توضیح بدهد که چنین وبلاگی را بر چه اساسی از بین صدها هزار وبلاگ فارسی و به عنوان یکی از بهترین ها برگزیده است؟ وبلاگ دیگر متعلق به جلال سمیعی یکی از مجریان تلوزیون جمهوری اسلامی است که این اواخر روزی چند کلمه و آنهم جهت رفع تکلیف بیشتر در آن نمی نویسد و کارش اصولا در قالب متن نویسی جا نمی گیرد . احتمالا” فرناز سیفی با دیدن برنامه های تلوزیونی وی اصل را بر این گذاشته که جلال سمیعی چون مجری خوب و بامزه ای هست پس لابد وبلاگش هم یکی از بهترین وبلاگهای فارسی زبان هست! دیگری وبلاگ سیبستان متعلق به مهدی جامی از مدیران سرشناس (سابق) رادیو زمانه است . مهدی جامی یک روزنامه نگار رادیویی هست و نه وبلاگنویس . همین وبلاگی که دارد را نیز صرفا” به عنوان یک بایگانی نیمه راکد نگه داشته است و هر از گاهی و پس از مدتی مدید ، مقاله ای طولانی و حرفه ای و مطبوعاتی از خود را در آن کپی پیست می کند . نگاهی به چهار وبلاگ دیگر که نویسندگانی خانم دارند نیز مشخص می کند که مطالب دست کم سه تای از آنها کاملا” سطحی ، بی مایه ، روزمره و فاقد هر گونه ارزش هستند و دو تای آنها اصلا” تقریبا رها شده و متروکه هستند و خانم فرناز سیفی احتمالا صرفا” از روی رفاقت با نویسندگان آنها و یا علاقهء شخصی اش به مطالب ساده و سبک آنها این وبلاگهای بی ارزش را به عنوان بهترین وبلاگهای ایران به هیئت داوران و احتمالا” از روز اول به رادیو دیویچه وله ، معرفی کرده است . وبلاگهایی مانند کمانگیر و یا زندگی در بامیان نیز آنقدر معروف بوده اند که فرناز سیفی نیازی به شناخت آنها نداشته و احتمالا به دلیل آنکه اسمشان را زیاد دیده و شنیده است ، آنها را نیز برای خالی نبودن عریضه در فهرست بهترین ها قرار داده بوده . دست آخر نیز وبلاگ گروهی مملکته که ما داریم؟ توسط خانم فرناز سیفی به سایر داوران پیشنهاد شده بود و به عنوان بهترین وبلاگ فارسی شناخته شد . قضاوت دربارهء مستحق بودن یا نبودن این وبلاگ برای دریافت عنوان بهترین وبلاگ فارسی با دیگران است و من در این زمینه هیچ نوع قضاوت مثبت یا منفی نمی کنم . اما کار دیگری که فرناز سیفی زاده در این دوره از مسابقات دویچه وله انجام داد تلاش برای متقاعد کردن تصمیم گیرندگان این مسابقه برای اختصاص جایزهء ویژه روزنامه نگاران بدون مرز به وبلاگ خانم ژیلا بنی یعقوب ( ما روزنامه نگاریم) بود . البته تصور می شود که توصیه هایی نیز در این زمینه از سوی فعالین محفل کمپین یک میلیون امضا در فرانسه (که زمینهء فعالیتشان جمع آوری جوایز مختلف برای این محفل هست) به تصمیم گیرندگان اعطای این جایزه شده بود ، اما موضوع مهم اینجاست که خانم ژیلا بنی یعقوب علیرغم منزلتی که دارند به عنوان یک روزنامه نگار شناخته میشوند و نه یک وبلاگنویس
بهرحال این دوره از مراسم انتخاب وبلاگهای برتر در رادیو دویچه وله نیز به پایان رسید اما شخصا” امیدوارم که مدیران بخش فارسی آن رادیو در دوره های بعد ، اشخاصی مانند فرناز سیفی را که نه وبلاگنویس هستند و نه وبلاگهای ایرانی و فارسی زبان را می شناسند و نه قادر به انجام قضاوت و دفاعی واقعی و منصفانه و حرفه ای از وبلاگنویسان ایرانی می باشند را وارد ماجرا نکنند و سررشتهء امور را به دستشان نسپارند . تا پیش از فرناز سیفی ، رادیو دویچه وله حسین درخشان را در چنان منصبی قرار می داد . آن وبلاگنویس نگون بخت با همهء عیب و ایرادها و سوابق عجیب و غریبی که داشت ، لااقل در زمینه شناخت وبلاگها و معرفی آنها نسبتا” معقولانه ، حرفه ای و منصفانه عمل می کرد


عجب به ایرانیها !اینجا هم !!!
………و این رادیو المانی!!!!!!!!!!!
آقای عبادی… این خانم بخاطر همین فعالتهای خیلی زیادش از هلند یه بورس تحصیلی دریافت کرد و از ایران رفت.. اینها یه گروهی هستن تو وبلاگستان که سایه ، پیاده رو ، خورشید هانم ، گلناز و چند تای دیگه که قبلن وبلاگ نویس و البته خودشون رو همه کاره وبلاگستان می دونستن و همه رو موظف میدونستن که فمنیست باشن و گرنه اصلا جزء آدم حسابشون نمی کردن !!
حالا این گروه یا از ایرلن رفتن و به هدفشون که همون رفتن به خارج بود رسیدن و دیگه اهداف بزرگشون هم تمام شد. خورشید خانم که حتما می دونید کیه با اعتبار همین وبلاگستان از کسوت معلم آموزشگاهی در اومد و رفت امریکا و شد دانشجوی روزنامه نگاری و بعد هم مفسر سیاسی و حالام که میدونید.. بقیه هم همین هستن .. من هم مثل شما فقط مهار بیابان زایی رو انتخاب کردم .. چون این وبلاگهای فارسی همه شون از طریق خاصی که حقشون نبود انتخاب شده بودن!
خانم سیفی و بقیه گروهشون اصلا هدفی نداشتن از اول جز رفتن به خارج .. انتخاب ایشان از سوی دویچه وله به عنوان داور عجیب نیست چون ایشان با سرمایه همین سرمایه گذاران تونستن بورس بگیرن !!
زندگی در بامیان واقعا وبلاگ خوبی هست برای خانم سیفی باید متاسف بود که این وبلاگ رو در کنار پیاده رو می ذاره که داستان دغدغه های شخصی و ضد مرد و بعضی وقتها( خطرناک برای دختران به خاطر درون مایه های داستاناش می گم که شدیدا ضد مرد و ترسناک هست ) یه خانم هست که رفته تو کانادا به رویاهاش رسیده !!
یا وبلاگ سلمان که بعضی معتقدن پدر وبلاگ فارسی هست به جای درخشان
کمانگیر انتخاب نسبتا خوبی بود . از انتخاب مملکته داریم تعجب کردم چون خانم سیفی کلا این جور وبلاگها رو عوامانه میدونن!!
بقیه هم که از دار و دسته خودشون بود یا برا رد گم کنی !!
ولی خداییش خیلی مضحک هست که این آدم بشه داور !!
پاسخ : کامنتهای شما بسیار روشن و واضح هستند . تصور می کنم نکتهء مبهمی در آن باقی نمانده است .
agar linki baraye eteraz hast begozarid ta ma ham hamseda sareshan faryad bekeshim.
پاسخ : نه جانم . چه اعتراضی .
ای کاش این مطلب روشنگرانه را شما زودتر از این اعلام می کردید!
چرا یک رادیوی چنین معروفی دست به چنین اشتباه فاحشی زده؟
پاسخ : ما هنوز هیچ دلیل یا مستنداتی نداریم که نشان بدهد آقایان و خانمهای ایرانی شاغل در بخش فارسی دویچه وله این انتخاب را از سر اشتباه انجام داده باشند .
درود بر لطیف عزیز …
فقط می توانم با جرأت و اطمینان بگویم: در وبلاگستان فارسی، هیچ نویسنده ای چون تو، سزاوار داوری محتوای وبلاگستان نیست.
کاش سال آینده این عبداللطیف عبادی باشد که با قبول زحمت داوری این مسابقه، به آن اعتبار داده و به شرکت کنندگانش امید تزریق کند.
زنده باشی رفیق …
پاسخ : لطف دارید درویش جان . من هم یکی هستم از این هزاران . اگر قرار باشد داوران خوبی انتخاب شوند بنده در آخر صف جا می گیرم . امیدوارم که منبعد رادیو دویچه وله در انتخاب داور ایرانی دقت کند . نمونهء انتخاب بهترین وبلاگ محیط زیستی را دیدی . وبلاگ پرتغالی زبانها با دو درصد آرا جایزه اول را گرفت . علتش این بود که داور پرتغالی زبانها همه را قانع کرده بود که آن وبلاگ چنین است و چنان است . در صورتی که مطالب آن وبلاگ نشان میدهد اولا” فعالیت تجاری دارد و برای مدیرش درآمد زایی دارد و ثانیا” حمایت دولتی میشود و ثالثا” مطالبش صرفا” اطلاعات عمومی و کپی پیستهای خبرهای عادی زیست محیطی هستند . خیلی هم کم کار است . اما داوران همه به آن رای دادند . مهاربیابانزایی همهء ایرانیان را مشتاق به رای دادن به محیط زیست کرد و تا شانزده درصد آرا هم بالا رفت . این در یک کشور جهان سومی کار بسیار بزرگی بود . مردم ما از نظر اطلاع و هشداری گیری نسبت به محیط زیست از بنگلادش هم عقبتر هستند . بچه های ما بیش از حد تصورمان پارو زدند . ما سعی خودمان را کردیم. اما داور ایرانی و در واقع وکیل مدافع ما حتی یک کلمه در این خصوص نگفت و ننوشت و حمایتی نکرد . یا گفت و نوشت و ما چیزی ندیدیم .
لطیف ما، لطیف بمانی.
پاسخ : زنده باشی
ببخشید از همه دوستان من بی سوادترین و کوچکترین شما اینجا صحبت میکنم
اما این خانم محترم !!!!!!خب راه دیگری را برای مهاجرت انتخاب می کردند ….نه اینکه حتما از سر و کول قلم و فرهنگ این اب و خاک بالا بروند البته بدانند ….این چیزی از ارزشهای واقعی انها که به درستی می نویسند کم نکرده است چه انها که باید بدانند و تشخیص بدهند …از قبل مشخص بود و انها که به مانند این خانم فکر میکنند .. قصه شان ناگفته پیداست همانطور که مهتای عزیز گفت ……….
رای و نظر و تفکر و………… همه ان داوران فدای یک میلیمتر (mm)از طبیعت ایران …….
پاسخ : ما البته نمی توانیم داوران خارجی را متقاعد کنیم که فدای یک میلی متر از خاک ایران شوند اما امیدواریم رادیو دویچه وله خطای خودش را در زمینهء انتخاب داور بی صلاحیت ایرانی دیگر تکرار نکند .
واقعا آدم چی میتونه بگه.کلاه برداری ،خیانت مگه شاخ و دم داره.به قول عزیز نسین “ما آدم نمیشیم”
پاسخ : راستش من نمی دانم این وسط چه کسی کلاهی را برداشت یا کلاهی را سر دیگران گذاشت اما حداقل این را می دانم که یک جای کار رادیو دویچه وله از نظر اخلاق حرفه ای می لنگید .
agaye ebadie asis.lotf kardeh in magaleh ra.be miane safhe FACEBOOK,beferestid,ta hameh ,as wojude an ba khabar shawand.2-anja dustane bichtari(bekhosus anha keh dar weblag newisi…)mitawanand nasar dahand wa ja entegadateshan ra be marase dide hameh begosararnd. be dorud wa sepas.
پاسخ : ممنونم از نظر لطف شما . تصور می کنم دوستان وبلاگنویسی که در فیس بوک حضور دارند غالبا” این نوشته را دیده اند و یا بتدریج خواهند دید . زنده باشید .
آقای عبادی عزیز، این همه حساسیت، هوش مندی، آگاهی و مهارت شما در بررسی دقیق مسائل دنیای اطراف قابل تحسینه. امیدوارم- همون طور که آقای درویش عزیز گفتن- در دوره های بعد از اطلاعات و توانایی شما در این زمینه استفاده بشه و وب لاگ نویسان فارسی زبان به درستی معرفی بشن.
پاسخ : قربانت گردم ، این موضع یک مسئلهء ساده و ابتدایی بود و نیازی به هوش و مهارت خاصی نداشت . منتها ظاهرا” کسی علاقه ای به دقت کردن در آن و یا بازگو کردنش را نداشت . اگر تا دوره های بعدی عمری باقی بود ، بنده ترجیح میدهم همچنان در همین وبلاگ محقرم گاهی قلمی بزنم و ناضر بر امور باقی بمانم . ممنونم از لطف شما .
عبدالطیف عبادی یکی از مزدوران رژیم است که تا کنون حتی شهامت انتشار یکی از کامنتهای بنده را که بسیار محترمانه بوده نکرده است . من ایمان دارم و اگاه باشید که انسانهای شرافتمند ایشان را به سلابه میکشند و هرگز فریب این اشخاص را نمی خورند . زیرا که من سعی کردم تا به ایشان تلنگری بزنم اما مشخص شد که ایشان با آگاهی نوکری رژیم را میکنند
.
پاسخ : قربون تلنگر زدنت
امیدوارم سال آینده داور این مسابقه شما باشید با همه تجربه و دانشی که دارید مستحقش هستید.
پاسخ : نه جانم ، همین وبلاگ محقری که داریم برای ما بس است . ممنونم از لطف شما .
لطیف خان
الحق که بی نظر به چند تا از این وبلاگها که پیوند داده بودی رفتم دیدم بی راه نگفته ای این مدل وبلاگها بدرد عمه خانم من میخوره تا اینکه به مسابقه هم برسند.اگر یکی میگه محمد درویش خوبه نه بخاطر تعصب دوستی بلکه بخاطر نوع تفکر ونحوه قلم زدنش.یا همین وب شما با این شمار بیننده.در مورد هر وبی کاش وقت داشتم یه چیزی مینوشتم که وقت اجازه نمیده.
میل به من یادت نره ۴۸ ساعت که هیچ ۵۰ ساعت هم گذشت وهیچی نیامد.
پاسخ : بهرحال این وبلاگهایی بودند که به عنوان بهترین های وبلاگستان فارسی معرفی شدند . من هنوز در حیرتم که وبلگ بی پلاکی ها که مروج مرگ و خشونت و انتقام و آدمکشی هست با چه معیاری جزو چند نمایندهء وبلاگستان فارسی شده بود؟
محترم آقای عبادی صاحب!
دوست عزیز، لطف، احسان و حساسیت جنابعالی در قبال این موضوعات قابل ستایش و تمجید است؛ به راستی که دغدغه ارزشهای انسانی که جهانی است چقدر می تواند انسانها را در کنار هم نزدیک کند، نظرات حضرتعالی و خانم مهتا مرا باور بیش از پیش به ارج نهادن به ارزشهای جهانی حقوق بشری و دفاع از انسان و انسانیت مصمم تر کرده است، اینکه کسانی هستند، هرچند کیلومتر ها دورتر به این فعالیت ها ارج می نهند.
پاسخ : برادرجان ، ما همه انسان هستیم و یکی از خصوصیات انسان بودن این است که نسبت به آنچه که در اطرافش میگذرد بی تفاوت نیست و واکنش نشان می دهد . میزان و مقدار این واکنش نیز بستگی به میزان و مقدار انسانیت ما دارد . وقتی پای دفاع از حق و بیان حقیقت در میان باشد ، ملیت و مرز و فاصله و قوم و نژاد و دین و امثال اینها کمرنگ و بی رنگ میشوند . زنده باشید .
با درود بر مرد ، تیز هوش ، پر تلاش ، با مطالعه ، و پیگیر
پاسخ : ممنونم از لطف شما . البته اینها مشخصاتی هستند که هر آدم معمولی باید داشته باشد .
آقا این لینکها را ببین بعد جواب بده …
پاسخ : لینکها را دیدم . اولا” متعلق به سال ۱۳۸۵ بودند و احتمالا شما هم تایید می کنید که ما الان در سال ۱۳۸۹ هستیم . ثانیا” ربطی به مطلب بنده نداشتند .
دوست عزیز…حرف دل من رو زدید…خیلی با لحن نوشته هاتون احساس آشنایی کردم…آروم و موقر و متین مینویسید…کامنت های وبلاگتون هم به نظرم خیلی درست بودن…نحوه ارتباط و باند بازی و اهداف دم دستی بعضی از وبلاگ نویسا،که هیچوقت توی این شش یا هفت سال وبلاگ نویسی نخواستم توی جمعشون وارد بشم…وقتی معرفی نامه تون رو هم خوندم بیشتر از پیش مشتاق خواند نوشته هایتان شدم…شما را به لیست گوگل ریدرم اضافه کردم…
پاسخ : خیلی ممنونم . لطف دارید شما . سایه تان کم نشود .
لطیف جان
درود بر شما
گفتم که متفاوتی
عیبی ندارد, بذار اونجا هم مشخص بشه که تقلب صورت گرفته!
اما همیشه قضاوت واقعی یه جای دیگه صورت می گیره. نمی دانم اگر لازم می دانی برای اینجور برنامه یه فکری بکن تا قبل از اتفاق افتادن این جور ناهنجاری ها یه راه کار پیشنهاد بدیم تا شاید از ناحق شدن حقی جلوگیری شود.
اطلاع رسانی بسیار جالب و مفیدی بود
پاسخ : سلام قباد جان . خوشبختانه رای گیری رادیو دویچه وله به شکلی علنی و آنلاین انجام شد و تصور نمی کنم تقلبی در آن شده باشد . طبق نتایج رای گیری عمومی ، در بین وبلاگهای فارسی ، وبلاگ زندگی در بامیان اول شد و در بخش محیط زیستی نیز وبلاگ مهار بیابانزایی در دنیا سوم شد . جای تاسف آنجا بود که وکیل مدافع خوبی در جمع داوران نداشتیم .
yeki az karkonan Deutsche Welle- Farsi dooste samimi va shakhsiye gardanandeye “Mamlekate darim”, mibashand. ba ye dast midahand o ba daste digar pas migirand! be in migooyand “Fahm va Darke Demokratik ba Methode Mafia! khosh bashid
پاسخ : ما البته هیچ مستندی نداریم که نشان بدهد گردانندگان ایرانی بخش فارسی رادیو دویچه وله با برندگان و یا برخی از راه یافتگان به مرحلهء مسابقه دوستی شخصی داشته اند . اگر هم داشته باشند هم جای هیچ ایرادی نیست . دلخوری ما به دلیل کار آنها در انتخاب یک وبلاگنویس جعلی و بی تعهد به وبلاگستان فارسی است . ما با شخصیت فردی خانم فرناز سیفی هم کاری نداریم . مشکل آنجا بود که این خانم نه شناختی از وبلاگستان فارسی داشت و نه وبلاگهای برگزیده اش بنا به معیارهای حرفه ای انتخاب شده بودند .
سلام
بنده به شخصه موافق نظر شما در این مورد خاص هستم!
با تشکر مامریتزیو از شمال قم!
مدتهاست که میخواهم یادداشتی بنویسم با عنوان “پدیده لطیف عبادی” اما هنوز فرصت آن را پیدا نکرده ام. نوشتن چنین مطلبی در باره چنین خانمی یعنی لطبف هزاران ساعت وقت گذاشته برای جیک و پیک وبلاگهای فارسی زبان را درآوردن. این وقت را لطیف از کجا می آورد؟ او اصلا کار و زندگی ندارد؟ از سوی دیگر لطیف مصداق بارز تسلط بر علم انساب است. تا هم فیهاخالدون هر آد می که تصورش را بکنید میشناسد. همان قدر هم جغرافیا و تاریخ و محیطزیست و اقتصاد و سیاست و . . بلد است. میگوید همه ما احتیاج به ادمی داریم که وادارمان کند ان کاری را که میتوانیم انجام بدهیم. نصیحت را بی ادبانه میدانم و گمان میکنم لطیف یکی دو سال از من بزرگتر باشد پس اصلا نباید خودم را محق به نصیحت کردن وی بدانم. با این وجود ای کاش میتوانستم لطیف را مجاب کنم که از وقتش برای کارهای ماندگارتر استفاده کند. لطیف بی تردید صلاحیت داشتن کرسی در دانشگاهی حتی مثل استنفورد را دارد. و نوشتن کتابی حتی اثرگذارتر از پایان تاریخ فوکویاما. به راستی چرا لطیف الوین تافلر ما نباشد؟ خلاصه اینکه نبرد با فرناز سیفی برای لطبف با آنهمه هوش و سواد و دانش اصلا جدال با شکوه و بزرگی نیست. امیدوارم لطیف از حرفهای من نرنجد. آن یادداشت را هم به زودی مینویسم.
درود!
تا چندی قبل اگر شما با همین زبان فارسی نیاز به اطلاعات تخصصی، اجتماعی و زندگی داشته باشید و شروع به جستجو کنید بیشترین و بیدریغ ترین اطلاعات را همین وبلاگهای فارسی به شما ارائه میدادن
اگر به ادامه مطالعه تشویق میشدیم یکی از تاثیر گذاران بر اندیشه و رفتار و فرهنگ ما همین وبلاگهای فارسی بودن و هستن
پس این همه برو و بیا و جایزه و حتی بگیر و ببند برای وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی معطوف به این هدف میشود که امیدواریم با داوری ها و جایزه های اشتباهی، فرهنگ وبلاگ نویسی اشتباه نشود که یکی از افتخارات ایران در حال حاضر همین فعالیت وبلاگ نویسانش میتواند باشد اگر مسموم نشود
از دقت و زحمت لطیف عزیز هم تشکر میکنم
you put it well
فوق العاده بود این پاسختون. از دل برآمده بود!
این لطیف ما هم دست روی عجب نقاطی میگذارد!
بعضی اوقات جیغ آدمها را تا عرش در میآورد!نه؟
لطیف جان مگر نمی گویند چند شغله ها باید بعضی از مشاغلاشان را وابنهد، یکی از این جیغ زنها در مطلب کرهی شمالی گفته بود شما در دو ارگان مشغول هستی! با این شغل جدیدی که تبسم براتون دیده میشه سه تا! همین جوری پته روی آب بیاندازی احتمالن مشاغلات آنقدر زیاد میشود که وقت نوشتن پیدا نمیکنی، آنوقت باز ما باید بریم سایتهای صد تا یه غاز سیاسی را بخوانیم.
دوستان عزیز فکر می کنید اونهایی که توی بخش فارسی دویچه وله کار می کنن چه کسانی هستن؟
من که چند تاشونو از نزدیک دیدم اونها هم هویت جعلی داشتن و ادعا می کنن که نماینده برحق ملت ایران و افغان و غیره هستن
تعجبی نداره اگه در مورد این خانم هم چنین اتفاقی بیافته
راستش چندان با افکار شما آشنا نیستم . ولی در مورد وبلاگهای انتخابی دویچه وله کاملا حق با شماست!!بی محتوا بودن اکثر این وبلاگها باورنکردنیه!!خجالت آوره واقعا دوستان منتقد هم به جای لیچارگویی به اعصابشون مسلط باشند و واقعیات تلخ رو بپذیرن!
فقط یک نکته راجع به وبلاگ بی پلاکی . این وبلاگ حدود پنج سال است که به صورت مستمر آپ میشود . تا آن جایی هم که میدانم علاقهمندان زیادی دارد . دعوتتان میکنم آرشیوش را کامل بخوانید تا با ضجهها و نالههایی که بچهها و آدمهایی که از جنگ آسیب دیدهاند بیشتر آشنا شوی و زود قضاوت نکنی .
جالب اینجاست وقتی درخشان داور بود صدها نفر به عنوان اعتراض مطلب نوشتن اما چهار ساله(برابر با یک دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد) فرناز سیفی داوره و جز من و شما هیچ کس انتقادی نکرده.
این مثلا یعنی مصلحت اندیشی. خیلی ها برام ای میل نوشتن باهات شدیدا موافقیم اما حالا وقتش نیست.
همین وقتش نیست هاست که مارو بیچاره کرده