تصویر بالا : صحنه ای تخیلی از شکار و کار جمعی انسانهای پیش از تاریخ
نوشته عبداللطیف عبادی
از آغاز پیدایش انسان در زمین تا چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح ، یعنی تا شش هزار سال پیش ، را دوران ماقبل تاریخ یا پیش از تاریخ می نامند . ما از زندگی انسانهایی که از شش هزار سال پیش به آن سو زندگی می کرده اند اطلاع چندانی نداریم . نه از آنها خط و نوشته ای بجای مانده که بخوانیمش و نه آنچنان زندگی پیشرفته و مجهزی داشتند که با بررسی آثار بجای مانده از آنها به نحوهء کار و کوشش و افکار و روابط و باورها و عقاید و دیگر جزئیات زندگی شان پی ببریم
تا قرن هجدهم میلادی – بین دویست تا سیصد سال پیش – کسی به درستی نمی دانست که انسان از کی و از چه دورانی و چگونه در زمین بوجود آمده است؟ ملل و اقوام و ادیان مختلف دنیا البته هر کدامشان به نوبهء خود افسانه ای برای خلقت داشتند و آفرینش زمین و آسمان و دریاها و کوهها و جنگلها و موجودات روی زمین ، و از جمله انسان ، را در افسانه های خود با آب و تاب و جزئیات بسیار شرح داده بودند . اما دانشمندان علوم طبیعی از بین همهء روایتهای افسانه ای و مذهبی ، روایت انجیل و تورات را باور داشتند و معتقد بودند که انسان در ابتدا به شکل یک زن و یک مرد (آدم و حوا) در جایی که باغ بهشت عدن نام داشت آفریده شد و سپس به دلیل نافرمانی از خداوند ، از آن فردوس برین به زمین پر از رنج و مرارت رانده شد . طبق همین آموزه ها نیز عمر پیدایش و خلقت انسان تا حدود ده هزار سال تصور میشود
تصورات دینی مسیحیان و داستان خلقت انسان در انجیل و تورات تا قرن هجدهم برای همگان معتبر بود تا اینکه دانشمندی بنام چارلز داروین در انگلستان ظهور کرد . داروین در داستان خلقتی که تورات و انجیل می گفتند ، شک کرد و معتقد بود که انسان نه به یکباره ، بلکه به تدریج و در فرآیندی که تکامل نامیده میشود ، از حالتی جانورگونه ، به انسان کنونی تبدیل شده است . داروین تلاش کرد تا با استفاده از فسیل ها و استخوانهای سنگ شده ای که از جانوران یافته بود و نیز مقایسه جسم و استخوان و ساختار بدنی برخی حیواناتی که شبیه انسان هستند ، این فرضیه را ثابت کنند که انواع مختلف حیوانات و از جمله انسان ، منشاء مشابهی دارند و در طول زمان و در جریان روند تکامل خود از یکدیگر جدا شده و با هم متفاوت گردیده اند . در آن زمان مقامات کلیسا و علمای دینی ، به شدت به چارلز داروین تاختند و او را فردی بی اعتقاد و کافر نامیدند . اما چارلز داروین – که خود فردی مومن و خداپرست بود – در جوابشان چنین استدلال می کرد که تکامل و خلقت تدریجی انسان ، نشاندهندهء قدرت خداوند و عظمت هوشمندی الهی و آسمانی آن در کار آفرینش است . از آن زمان به بعد ، مطالعهء تاریخ جهان و نیز داستان پیدایش انسان ، روندی علمی و تجربی به خود گرفت و مطالعهء تاریخ بشری وارد مرحلهء جدیدی شد

با سلام
نمی دانم من اشتباه برداشت کردم یا نه ، انگار این مطلب شما مقدمه بوده و ادامه دارد .
راستی آیا شما در مورد خداپرست بودن داروین مطمئن هستید ؟ چند سالی است جماعتی تحت عنوان آتئیستهای مبارز (!) به پرچمداری پرفسور «ریچارد داوکینز» و «کریستوفر هیچنز» می خواهند خلایق را از گمراهی خداباوری نجات دهند . پیغمبرشان هم داروین است و تمام مشاهیر اگنوستیک مثل «راسل» را هم به نام خود سند می زنند. من تا حالا مطلبی مبنی بر خداپرستی داروین ندیدم و گمان می کنم اگنوستیک باشد . شما چنین چیزی دیده اید که با اطمینان او را خداپرست می دانید؟
.
پاسخ : سلام . بله ، نوشته ام صرفا” مقدمه ای بود بر سلسله مطالبی که به عنوان تاریخ جهان ، از بدو پیدایش انسان تا به امروز ، شروع به تالیف و ترجمه شان کرده ام
-
ریچارد داوکینز و دار و دسته اش آتئیست نیستند . آتئیست یعنی کسی که معتقد است جهان بطور کاملا” اتفاقی و تصادفی و بدون دخالت هیچ نیرویی بوجود آمده است و در نتیجه منکر وجود خدا هستند . آتئیست ها در عین حال برای معتقدین به وجود خداوند عمیقا” احترام قائلند و بزرگان و اولیای هر دینی را به احترام و بزرگی یاد می کنند . ریچارد داوکینز و دار و دسته اش نه آتئیست بلکه ” آنتی رلیجن” یا ضد دین هستند . از همه جالبتر اینکه از بین همهء ادیان ، دین اسلام را جهت حذف و نابودی انتخاب کرده اند و از آن تاسفبارتر اینکه از مرز اسلام هم گذشته و به مسلمانها حمله می کنند . حملاتشان هم مملو از فحاشی و تحقیر و توهین و دشنام و نفرت های زشت و چندآور ضدنژادی و مشخصا” ضد عربی هست . یک چنین باورهایی در واقع رونوشت برابر با اصل عقاید کمونیست های بلشویک روسیه در عهد لنین و استالین بود که می گفتند ” آخرین پادشاه را باید با آخرین رودهء کشیش به دار کشید ” و ” سقف آخرین عبادتگاه را باید بر سر آخرین فرد مومن و مذهبی ویران کرد” . این عقاید نفرت انگیز و غیراخلاقی و غیرانسانی هیچ ربطی به آتئیست های شریف و محترم و متشخص و انسان دوست ندارد
-
اگنوستیک ها هم بلاتکلیف های علمی و فکری هستند . آنها می گویند نمی توانند مانند مومنین به خداوند و معتقدین به ادیان مختلف بپذیرند که جهان هستی آفریدگاری دارد ، اما در عین حال نمی توانند هم بپذیرند که جهان هستی بطور اتفاقی و کاملا” تصادفی و از هیچ بوجود آمده است . در نتیجه وجود خدا را نه انکار می کنند و نه باور می کنند ، و برای هر دو دستهء مومنین و آتئیست ها هم احترام قائلند
-
سه نفر هستند که متهم به بی اعتقادی به وجود خدا (آتئیست بودن) و یا بلاتکلیفی در مقابل وجود خدا (اگنوستیک بودن) میشوند : چارلز داروین ، توماس ادیسون و آلبرت انیشتین . اما هر سه تن عمیقا” به وجود خداوند معتقد بودند . مشکل اینجا بود که در آن زمان کسی قادر به درک باور آنها از خداوند و مفاهیمی که بکار بردند نبود ، کما اینکه کسی قادر به درک نظرات ابوعلی سینا در این زمینه هم نبود . داروین ، ادیسون و انشتین می گفتند ما به وجود خداوند عمیقا” باور و ایمان داریم اما خدای ما با آن خدایی که مذاهب و ادیان می گویند بسیار متفاوت است . انشتین بیشتر از داروین و ادیسون در این زمینه توضیح میداد و میگفت : هستی از “هیچ” و بطور اتفاقی بوجود نیامده است . قطعا” یک نیرویی وجود داشته که جهان هستی را آفریده است . اما ما نمی دانیم که این نیرو و آن قادری که یک چنین کهکشانهای بی پایانی را بوجود آورده است چه چیزی بوده یا چه عاملی بوده ، ولی بهرحال ، آن نیرو و قدرت شگفت انگیز هر چه که هست ، همان خداست
-
ضمنا” ایمیلی که همراه با کامنتهایتان مینویسید ، یا واقعی نیست ، یا اینکه به ایمیل هایی که دریافت می کنید جوابی نمی دهید . در خصوص نکات و سئوالهایی که در یکی از کامنتهای مفصل قبلی تان برایم نوشته و مطرح کرده بودید ، ایمیلی برایتان نوشتم که جواب ندادید
ممنون از پاسختان.
شرمنده ، من بیشتر از یک ماه است که نمی توانم این ایمیل را چک کنم . قرار است یکی از دوستانم که به کامپیوتر وارد است کمک کند ببینم چه بلایی سرش آمده
.
کنفسیوس حکیم می گوید : وقتی نمی توانید ایمیلتان را چک کنید ، تا زمانی که تعمیرکار نیامده و قطعاتش را عوض نکرده و آن را برایتان راه نینداخته است ، نشانی اش را بالای کامنت تان ننویسید
اگنوستیک و آتئیست بودن داروین اینجا بحث نیست .. ء
.
پاسخ : لطف کنید و کامنت تان را با حروف فارسی بنویسید . چون طولانی بود برایم مقدور نبود که همه اش را از حروف انگلیسی به فارسی برگردانم