دکتر مهدی خزعلی : این شبهات ( مطلب روزنامه نگار آزاد) کار آنوسی ها ( یهودی ها) است
نوشتهء عبداللطیف عبادی
دو روز پس از انتشار مطلبی تحت عنوان ” دکتر خزعلی آیا گذشتهء خودش هم یادش هست؟ ” ( اینجا) و شرح سوابق همکاری و همفکری های وی با باند تبهکار و خودسر سعید اسلامی ( امامی) و نقشی که در کشتار نویسندگان ایران و جنایتهای موسوم به قتل های زنجیره ای داشته است ، ایشان در پاسخ به خوانندگان سایتش که در این زمینه از وی توضیح خواسته بودند نوشت ” این شبهات کار حسین شریعتمداری بازجو و آنوسی هاست ” . نکتهء جالب اینکه بنده به محض آنکه مطلبم را نوشتم لینک آن را همراه با جملاتی بسیار محترمانه برای خود جناب دکتر خزعلی فرستادم و با نهایت ادب و احترام از ایشان خواستم که چنانچه در این زمینه توضیحی یا جوابی دارند به خودم بدهند تا زیر مطلبم بگذارم . اما متاسفانه ایشان در عملی بسیار زشت و غیر اخلاقی متن مطلب ” دکتر خزعلی آیا از گذشتهء خودش هم یادش هست؟ ” را در کامنتهای سایتش و به عنوان سه کامنت طولانی کپی پیست کرد و بجای اسم ارسال کننده اش نیز یک دشنام بسیار زشت و رکیک را انتخاب کرد تا بلکه به این ترتیب جوی روانی علیه بنده بسازد و اثرات نوشته ام بر خوانندگانش را خنثی کند . با اینحال چندین نفر از خوانندگان سایت ایشان همچنان منتظر توضیحاتش دربارهء مطلب من بودند . اما همانگونه که قابل پیش بینی بود ، جناب دکتر خزعلی به نوشتن جوابهایی پرت و بی معنی برای خوانندگانش قناعت کرد و زیر همهء کامنتهایی که از او دربارهء نوشتهء بنده جواب می خواستند نوشت ” ده بار جواب داده ام ، من ارتیاطی با او ( سعید اسلامی) نداشنم ، و با همه کارهای او و امثال او مخالفم ، این شبهات کار شریعتمداری بازجو و آنوسی هاست ” . (در کامنتهای اینجا) به این ترتیب جناب دکتر خزعلی بدون آنکه حتی یک کلمه به مشروح مطالبی که بنده تحت عنوان ” دکتر خزعلی آیا گذشتهء خودش هم یادش هست؟ ” نوشته بودم جوابی بدهد ، و در واقع بدون آنکه حتی یک کلمه جوابی برای بیان کردن داشته باشد ، چارهء کار را در این دیده است که یک کلام بگوید ” نوشتن این مطلب کار حسین شریعتمداری بازجو و آنوسی ها است ” و قال قضیه را بکند
دکتر مهدی خزعلی مطلب نوشته شده در سایت روزنامه نگار آزاد را ” شبهات ” نامیده و گفته است نویسندگان این مطلب حسین شریعتمداری بازجو و آنوسی ها ( یهودیان خودفروخته) هستند . برای دیدن جوابهای مهدی خزعلی به سئوالات خوانندگان وبسایتش روی تصویر بالا کلیک کنید . خزعلی این جواب را چندین بار در آنجا تکرار کرده است
مشکل بزرگ جناب دکتر مهدی خزعلی این است که تصور کرده است وسط یک طویله ایستاده و خطاب به تعدادی خر حرف می زند . اگر غیر از این بود که قاعدتا” سعی می کرد به نحو آبرومندانه تری از پاسخگویی به مخاطبینش بگریزد . بهرحال این هم از طنز روزگار است که نویسنده و ناشر کتاب هویت و یار غار و رفیق شفیق مرحوم سعید اسلامی (امامی) امروز بنده را مواجب بگیر حسین شریعتمداری می نامد . احتمالا” جناب دکتر خزعلی این را هم می داند که زمانی که ایشان به همراه مرحوم سعید اسلامی و مصطفی کاظمی برای کشتن اهل قلم ایران نقشه می کشید و در کتاب هویتش لزوم قتل عام اهل قلم ایران را تئوریزه می کرد ، بنده در زندانهای دوستان سعید اسلامی و جناب دکتر خزعلی بودم . لابد اگر مرحوم سعید اسلامی (امامی) هم مثل جناب دکتر خزعلی بازداشت نشده بود و واجبی نخورده بود و در قید حیات بود ، امروز مثل یار دیرینش ( دکتر خزعلی) برای خودش یک وبسایت سبز داشت و در آن شرح آزادیخواهی و مبارزاتش با نظام جمهوری اسلامی را می نوشت و ادعا می کرد که عبداللطیف عبادی از بازجوهای وزارت اطلاعات است . کلمهء دیگری که دکتر مهدی خزعلی به من نسبت داده است ” آنوسی ” هست . گفته میشود آنوسی ها یهودیانی بودند که از سر اجبار و یا در مقابل پول ، دینشان را ترک می کردند و خودشان را هم غالبا” مسلمان نشان می دادند و در عمل به خدمت مردمان پست در می آمدند . مهدی خزعلی ، عضو حلقهء یاران خودسر و کژاندیش سعید اسلامی ، مثل بسیاری دیگر از دوستانشان ، به محض آنکه وزارت اطلاعات قاطعانه بنای پیگیری جنایتهایشان را گذاشت ، ناگهان خط خود را عوض کردند و قبای اصلاح طلبی به تن نمودند . جناب مهدی خزعلی و دوستانش برای انجام این کار و نشان دادن فاصله شان با باند سعید اسلامی (امامی) به عیال آن مرحوم هم رحم نکردند و مجددا” با نفوذ در وزارت اطلاعات ، خود به بازجویی از آن زن بدبخت پرداختند و با افتخار فیلم بازجویی های غیر قانونی و شرم آورشان را نیز ضبط می کردند . آن فیلمها هنوز هم در اینترنت موجود هستند. بهرحال ادامهء کارشان هم برملا شد و مجددا” خود وزارت اطلاعات اقدام به تصفیهء آنها و پاکسازی کاملشان از ساختار خود نمود . برخی از آنها ناگهان مخالف حکومت شدند وبرای اثبات خوب بودنشان شیوه های عجیب و غریب را در پیش گرفتند . جناب مهدی خزعلی امروز برای نشان دادن میزان اصلاح طلبی و سبز بودنش ، به پیرزن بیچاره و هشتاد ساله ای مانند عیال آیت الله جنتی تهمت دزدی می زند و بنده را یهودی زاده می نامد ، غافل از اینکه یک چنین اعمال و بیاناتی مغایر با روح صداقت ، فتوت و جوانمردی است . دکتر مهدی خزعلی و سایر دوستانش اگردرک درستی از حقیقت می داشتند بنده را آنوسی و یهودی زاده نمی نامیدند . من البته مانند دکتر خزعلی و سعید اسلامی و هیتلر و امثال آنها یهودی بودن را گناه نمی دانم ، اما واقعا” یهودی نیستم . من فرزند عبدالحسن بن سلمان بن طلال ابن احمد ابن محمود ابن محمد ابن احمد ابن محمد ابن سموم الحشوشی و از خاندان آل سموم عشیرهء عبادی طایفهء الحشوش هستم . پدران من و پدران پدران من نسل اندر نسل و پشت در پشت مشخص هستند . خاندان من از عربستان سعودی گرفته تا کویت و از کویت تا اردن و از اردن تا عراق و از عراق تا خوزستان ایران عزیز، حی و حاضر هستند . اگر قرار باشد کسی ادعای مسلمانی کند و خود را شیعهء علی ابن ابیطالب بنامد این ما هستیم و نه امثال سعید اسلامی و دکتر مهدی خزعلی . پدران مادرم نیز همهء عمرشان در راه کربلا و مکه گذشت .این ما بودیم که پیرو اهل بیت شدیم و اسلام را به امر آنها ساختیم و به ایران آوردیم . خوب یا بد ، دین حضرت رسول را ما بودیم که پروردیم و در دنیا گسترش دادیم نه امثال سعید اسلامی و دکتر خزعلی . حالا ما شده ایم یهودی زاده و آنوسی و بازجوی وزارت اطلاعات ، و جناب دکتر مهدی خزعلی شده است مومن و مسلمان و متشرع و لیبرال و آزادیخواه . این هم از غرایب روزگار است . واقعا” چقدر باید شخصی نادان باشد که خاندان آل سموم و طایفهء الحشوش و یکی از سرشناس ترین اقوام وطوایف عرب و سرسخت ترین شیعیان یک هزار و چهارصد سالهء اهل بیت در نجد و حجاز و عراق و ایران و اردن را ” آنوسی” بنامد . دکتر مهدی خزعلی تصور کرده است که با بستن بهتان دزدی به پیرزن هشتاد ساله ای مانند عیال آیت الله جنتی و یا تهمت آنوسی زدن به عضوی از نخستین قبایل عرب شیعه در دنیا و یهودی نامیدن محبان یکهزار و چهارصد سالهء اهل بیت در عالم ، می تواند از زیر باز سئوالهای اذهان پرسشگر دربارهء اعمال سابقش و نشر کتاب هویت و همکاری اش با باند خودسر و کژاندیش و تبهکار سعید اسلامی( امامی) بگریزد و آسوده گردد. اصلا” گیریم من یهودی ، بهایی ، کمونیست ، آنوسی ، مسیحی ، هندو ، زرتشتی ، ملحد و هر آنچه که دکتر خزعلی می گوید هستم . اما بالاخره آیا دکتر خزعلی در گذشته همانی بوده است که من نوشته ام یا نه؟ جناب مهدی خزعلی میخواهد که به زور دشنام دادن و تهمت بستن به منتقدین و یا فحاشی کردن به برخی از مقامات حکومت و از آن مهمتر ، با قبای سبز افراطی به تن کردن هم که شده اذهان عمومی را از سابقهء خود منحرف کند . من نمی دانم . شاید هم واقعا” موفق شود . اما مگر صدای ضجه های سعیدی سیرجانی در لحظهء مرگ می گذارد که مهدی خزعلی شبها آرام بخوابد؟
در همین زمینه بخوانید


لطیف جان غصه نخور این بشر با هر کی مشکل پیدا میکند به او همین لقب را میدهد . جالب تر این است که از نظر ایشان و آقای عبدالله شهبازی یهودی ها بودن بزرگترین ننگ است برای همین این نسبت را به مردم میدهند . به من هم میتوانند بگویند یهودی مشکلی ندارم دوستان یهودیی که تا کنون داشته ام همه انسانهایی شریف و زحمت کش بودند و بسیار شرف داشتند به امثال آقایان .
لطیف جان من اخیراسایت توی عزیز را پیدا کرده ام و۲یا۳ کامنت انهم در رابطه باتشکر ازمقالاتت ارسال کرده وحتی اسم کاربرییم نوعی تشکر است و تقریبا در قلمت صداقت میبینم.بعد از خواندن نوشته فوق بلافاصله روی(اینجا)کلیک وبه سایت خزعلی رفتم وباارسال یک کامنت واقعیت را برای کاربرانش گفتم ودر پایان نظرم نوشتم اگر … ای این کامنت رادرج کن تا منهم از مریدانت بشم!!!حالا دو ساعتست گذشته وهنوز درج نشده!! اما بهرحال میخواهم از خودت وسایر کاربران این سایت خواهش کنم شماها هم کامنت بدهید واز او بخواهید جواب دهد.بادرود
.
پاسخ : ممنونم از لطف شما . البته اینکه کامنتی را برای شخصی بنویسیم و بگوییم که مثلا” اگر فلان هستی منتشرش کن وگرنه بهمان هستی ، شرطی اخلاقی نیست بخصوص آنکه شرطمان هم از دایرهء خودش فراتر برود و وارد حریم شخصی غیر از خودش شود . حفظ حرمت خانوادهء هر کس – حتی آنهاییکه حرمت خانوادهء ما را نگه نداشته باشند – بر ما واجب است . دیگر اینکه مقیاس مرید کسی شدن و یا از کسی بیزار شدن نباید در حد درج و یا درج نکردن یک کامنت در یک وبلاگ باشد . وجود ما که به این ارزانی ها نیست که اگر کسی کامنتی از ما را منتشر کرد مریدش شویم . ضمنا” کبرمان هم چندان نیست که اگر کسی کامنتی از ما را در وبلاگش منتشر نکرد از او بیزار شویم . از اینها گذشته ، سایت بنده معمولا” در طول هفته بین ده تا بیست هزار خواننده دارد . بنابراین آنقدرها هم بی تریبون نیستیم که محتاج درج کامنتمان در سایت جناب خزعلی باشیم . با اینحال توضیح بسیار مختصری را زیر کامنتهایی که دربارهء بنده بودند برایشان نوشتم و امیدوارم که منتشرش کند و اگر نکرد هم هیچ توفیری به حال بنده ندارد
خوشختانه سایت خزعلی در ایران ف-ی-ل*ت-ر-ه ولی از کامنت های کوتاه و ناقصش مشخص است که بسیار عصبی شده.از فردی که از یهودی بودن به عنوان ناسزا استفاده می کند و نمی داند یهود یک دین الهی است و یهودیان راستین خود با جنایات صهیونیست مخالفند چه انتظار می رود.
خود او اگر چرخش روزگار و نفعش را در دامن صهیونیست ببیند از رفتن به آنجا ابایی ندارد.
این گونه جواب دادنش احتمال درست بودن تمام تحلیل های شما در موردش را بشدت افزایش می دهد.
منتظر تحلیل های جامع تر وکامل تر شما از این شخص هستیم.هرچند که خود ارزش تحلیل ندارد ولی به این علت که خود را به جریانی خاص وصل کرده تا به خیال خود برای خود طرفدار جمع
کند و احتمالا گذشته ی سیاهش را رنگی بزند بهتر است تا ماهیت اصلیش مشخص شود.
موفق باشید
.
پاسخ : البته ما قاعدتا” باید متاسف باشیم که سایت یک صدای منتقد در کشورمان باز نیست و بسته بودنش جای خوشوقتی ندارد . از عصبی بودن جناب خزعلی هم ناراحتیم . میشد از این بهتر جواب داد ، اما او نتوانست و نداد . ما امیدواریم که هیچکس در دامان بیگانه نیفتد و تصور هم نمی کنیم که ایشان در چنین حال و روزی باشند . من تحلیل بیشتری دربارهء خزعلی ندارم . دربارهء گذشته اش و نقشی که در پروژهء هویت داشت مطلب منصفانه ای نوشتم اما او بجای آنکه به نوشته ام جوابی معقولانه بدهد ، رفت و در سایتش نوشت که اینها شبهات است و نویسنده شان هم حسین شریعتمداری بازجو و عده ای یهودی آنوسی هستند
هنوز هم می گم تو یک
صهیونیستِ کمونیستِ لیرالیستِ کاپیتالیستِ سوسیالیستِ فاشیستِ پلورالیستِ نازیستِ پان ترکیستِ پان عربیستِ پان کردیستِ پان ایرانیستِ تجزیه طلبِ کابالستِ فمنیستِ هم جنسبازِ هموفوبیایستِ اِتِیستِ رویلایستِ مُنارشیستِ نهلیستِ فوتبالیستِ فینالیستِ بسکتبالیستِ رادیکالیستِ نوبلیستِ تروریستِ سکولاریستِ لایکِ اگناستیکِ کافرِ بهاییِ فراماسونرِ تند رویِ منافقِ آمریکاییِ شورویِ اسرائیلیِ انگلیسیِ سبزِ اُموی هستی ای آنوسی لایت!!!! ء
.
پاسخ : تازه کجاش رو دیدی رفیق! بذار یه خورده بریم جلوتر ، اتهامات جدید رو علیهم میشنوی
(:
مطالبش قشنگ بود خوشم اومد یه سوال دارم شما روانشناس هم هستید
.
پاسخ : ممنونم . نه . نیستم
با درود فراوان:
دوست گرامی: آقای خزعلی اولین کسی بود که از یهودی تبار بودن احمدی نژاد را در سایتش خبر داد ٠
به یاد دارم آقای عبدالله شهبازی در سایت خودش در مورد این خبر آقای غزعلی چنین نوشت; اینکه آقای غزعلی در مورد احمدی نژاد می گوید موضوع دیگری است٠ ولی سئوال من از آقای خزعلی اینست که چرا ایشان با اینهمه ثروت در خانه اجاره ایی زندڰی میکند که صاحب خانه اشان یکنفر یهودی است
بعد از این افشاگری مدتی بعد در سایت آقای خزعلی خواندم که ایشان اشاره به اجاره ایی بودن خانه اشان ویهودی بودن صاحب خانه اشان کرد و چنین نوشت: من صاحب خانه یهودی دارم که دو ماه در سال غیب می شود بطوری که اثری از آثارشان پیدا نیست٠ بعدها فهمیدم که ایشان به اسرا ئیل می رود
حالا خودتان نتیجه گیری کنید که چه کسی یهودی است
موفق باشید
حسین
باسلام؛ عزیز من این دروغ ها و فحاشی ها برای چیست؟ من با سعید امامی بازجو چه کار داشتم، من این را هماهنگ با سیاستهای نظام برای تخریب مخالفان می دانم، یا می دانید چه می کنید یا بازی خورده ایدٰ فقط یک کلام این دروغ پردازی ها برای چیست؟
.
پاسخ : سلام جانم
وقتی شما می فرمایید “این دروغ ها و فحاشی ها ” برای چیست ، در واقع فرمایشاتتان را با جمله ای شروع کرده اید که در علم منطق به آن “مغلطهء مقدمه” می گویند . در مغلطهء مقدمه گوینده ابتدا اصل را بر این می گذارد که درباره اش دروغ یا فحش گفته اند و در نتیجه بجای پاسخگویی به مواردی که برایش فهرست کرده اند و قاعدتا” می بایست جوابشان را بدهد ، این سئوال را مطرح می کند که “این دروغها و فحش ها چیست؟” . قربانت گردم ، کدام دروغ؟ کدام فحش؟ بنده مواردی را بطور صریح ، روشن ، واضح ، معقول ، و قابل فهم و بی نیاز ار تفسیر ذکر کرده ام . شما لازم است که ابتدا درباره شان توضیح بفرمایید . بعد که توضیح دادید و در پایان – لااقل خودتان – به این نتیجه رسیدید که آن موارد دروغ بوده اند یا فحش بوده اند ، آنوقت بنده را سرزنش بفرمایید و بگویید که “این دروغ ها و فحاشی ها برای چه بود؟ ” . ء
اصل و اساس نوشتهء بنده مبتنی بر ماجرایی است تحت عنوان ” کتاب هویت ” . این کتاب توسط شخص شخیص جناب دکتر مهدی خزعلی ، مدیر محترم انتشارات حیان و توسط همان انتشارات منتشر شده است . انتشار این کتاب بخشی از پروژه ای بود که بعدها به پروژهء هویت معروف شد . پروژهء هویت قربانی های بسیاری گرفت که مهمترین و شناخته ترین آنها خود مرحوم سعید اسلامی بود . در واقع سعید اسلامی خودش هم جزو قربانیان پروژه ای بود که خودش آغاز کرده بود . عملکرد جناب دکتر خزعلی هم – با هر معیاری و از هر زاویه ای و با هر دیدی که بنگریم – بخشی از این پروژه و یا لااقل در جهت خدمت به این پروژه بود . علل و عواقبش را هم که مفصلا” شرح داده ام . خب . حالا کجای این عرایض دروغ هست؟ چه بخشی و یا چه کلمه ای و یا چه اصطلاحی از نوشتهء بنده فحاشی هست؟ دروغ یعنی آنچه که حقیقت ندارد . اما کجای نوشتهء من حقیقت نداشت؟
من از اصطلاح ” سیاستهای نظام ” چیزی سر در نمی آورم . سیاست های نظام که اصطلاح تعریف شده ای نیست و هر کسی به میل خودش می تواند آنرا تفسیر کند و یا تعمیم دهد . ولی بهرحال بنده در چهارچوب سیاستهای خودم حرکت می کنم و آن هم عبارت است از تلاش برای کشف حقیقت و ارزش دادن به راستی و درستی . اصطلاح “بازی خوردن” هم تعریفش مبهم و نامشخص است . اصلا” فرض کنیم که بنده بازی خورده ام . خب حالا همین آدمی که بازی خورده است در ذهنش سئوالاتی برایش پیش آمده است که می خواهد جوابشان را بداند . فریب خورده بودن یا نبودن بنده که توفیری در اصل ماجرا و سئوالات که ایجاد نمی کند جانم . بنده موضوعی را به ساده ترین و صریح ترین و روشن ترین شکل ممکن نوشته ام و شرح داده ام که پروژهء هویت با اهل قلم ایران و حتی با خود سعید اسلامی چه کرد . بعد هم گفته ام که جناب خزعلی یک چنین نقشی را در آن پروژه – اگر هم نمی خواست ، – ایفا کرد و عواقب کارش را هم نوشته ام . در یک چنین موقعیتی معقولانه ترین کار جواب دادن به مسائلی هست که در نوشته ام مطرح شده است نه اینکه بجای جواب دادن و توضیح دادن دربارهء آن مطالب ، صرفا” به گفتن این جملات بسنده کنیم که که ” این دروغها و فحاشی ها برای چیست؟ ” و یا ” سئوال کننده ” آنوسی و یهودی زاده و بازجو و بازی خورده” است . عزیز من ، چه دروغی؟ کدام فحاشی؟ آنوسی دیگر چه هست؟ یهودی کجا بوده؟
با این اوضاع نکنه همه یهودی هستیم و خبر نداریم!
با سلام، شما در همین پست هم تیتر دروغ انتخاب کردید، من کی گفتم شما یهودی هستید؟ من اصلاً شما را می شناسم که دین شما را بدانم؟ من عرض کردم این برنامه تخریب شخصیت مخالفین کار امثال حسین بازجو و آنوسی هاست.
حال شما همین تیتر را که دروغ نوشته اید و بقیه قصه پردازی های دروغ را به هدف خدمت به ارکان ظلم و جور و این جناح دیکتاتور انجام می دهید، امیدوارم این اعانت به ظلم دامن خودتان را بگیرد که فرمود:” من اعان ظالما سلطه الله علیه”
.
پاسخ : سلام جانم ، عزیز من ، از دو حال خارج نیست . یا جوابهایی که به کامنتهای وبسایتتان داده میشوند را خودتان نمی نویسید ، یا آنکه خودتان می نویسید ولی چند روز بعد یادتان رفته است که چه نوشته اید . شما یک بار دیگر به همان صفحه ای از سایتتان که در مطلبم لینک کرده ام بروید و ملاحظه کنید که در جواب آنهایی که نظرتان را دربارهء مطلب ” دکتر خزعلی آیا گذشتهء خودش هم یادش هست؟ ” خواسته بودند چه نوشته اید؟ شما در جواب کسانی که صراحتا” گفته بودند نظرتان در مورد مطلب فلانی چیست؟ جواب داده اید که نوشتن این شبهات کار حسین شریعتمداری بازجو و ” آنوسی ها ” است . بنده حتی تصویر جواب شما را هم در مطلبم گذاشته ام . من که شریعتمداری نیستم و بنابراین می ماند همان آنوسی ها . آنوسی ها هم کسانی هستند که ذکرشان در مطلبم رفته است . بنده هم در جواب به این فرمایش شما عرض کردم که آنوسی نیستم و اصلا” گیریم که آنوسی و از آنوسی ها هم بدتر هستم ولی بالاخره آن مطلبی که دربارهء کتاب هویت شما نوشته ام درست هست یا نه؟
من البته به ظلم اعانتی نکردم اما این جناب طلم عنادت کرد و دامنم را گرفت و به خاک سیاهم نشاند . بهرحال ، عزیز من ، این پیش زمینه و پیش فرضیهء ذهنی تان که “هر کسی در هر موردی با من مخالف است پس لابد جزو عملهء مظلمه هست ” را کنار بگذارید . ضمنا” این چه حکومت دیکتاتوری هست که شما چهار خیابان آن طرفتر از بیت جناب دیکتاتورخان زندگی می کنید و روزها به رتق و فتق امور شغلی و مالی تان می رسید و شب هم تشریف می آورید منزل و از پشت کامپیوترتان جد و آباد دیکتاتورخان را یکی می کنید و باز فردایش می روید در دفتر کارتان می نشیند؟ حالا یا حکومت ما دیکتاتوری نیست یا آنکه هست ولی برای شما نیست
با توجه به مطلبی که دکتر خزعلی در سایتش به عنوان خاطره ای از امامی نوشته نشان می دهد که رابطه آنها تا چه اندازه بوده که بحثشان به این نقطه رسیده و تکریم بیشرمانه ی دکتر خزعلی در لابلای صحبتش از متد های قتل موساد جای تامل دارد. پس چطور برخی از دوستان در بالا این دوستی را رد می کنند
http://www.drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231-1388-11-13-13-52-05/448-1388-12-02-20-45-04.html
———————————————————————————————————
اما خاطره من (دکترخزعلی) از سعید امامی :
در یک بحث تئوری با او ، من معتقد بودم که حذف فیزیکی در سنت پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) جایی ندارد، اگر چنین بود امیر مومنان علی علیه السلام می توانست در سقیفه که چند نفر بیش نبودند مسیر تاریخ را تغییر دهد، توجیه هم این که چند نفر معدود می خواهند علیه بیعت ۱۲۰ هزار نفر با وصی و جانشین پیامبر (ص) توطئه کنند، یا مسلم در خانه هانی کار را یکسره می کرد و حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد!
او معتقد بود وقتی علیه نظام اسلامی و ولایت امرتوطئه می کنند باید به هر طریق فتنه را ریشه کن کرد و استناد می کرد به دستور قتل کسانی که در جنگ احزاب خیانت و جاسوسی کردند و معتقد بود حذف فیزیکی باید با اذن حاکم شرع باشد.
به او گفتم: این عملیات “عناصر خود سر” موجب وهن اسلام و تضعیف نظام است، ترورهایی نظیر بختیار آبروی مسلمین را در دنیا به مخاطره انداخته است، لااقل سیا و موساد با “دست دادن” یا ریختن مواد در کفش قربانی و کمی صبر او را به سرطان مبتلا می کنندو یا از طرق دیگر او را مبتلا به ایدز می نمایند و این همه رسوایی ببار نمی آورند! در همان جلسه به دنبال روشهای نوین بود، مثلاً این که بختیار در آن سن و سال حتماً از داروهای مختلف و مواد مخدر استفاده می کرده است ، اگر “سیا” می خواست او را حذف کند، به او نزدیک می شد و با شناسایی داروهای او ترتیبی می داد که یکی از قرصهای او عوض شود و یک قرص با همان شکل و شمایل اما با دوز بالا و کشنده از همان دارو در میان قوطی قرص او قرار می داد – دقت بفرمایید! فقط یک قرص که پس از مرگ باقی قرص ها معمولی و استاندارد باشند – و منتظر می ماند تا شب موعود و رسیدن نوبت آن قرص مرگبار !! مقتول مثل همیشه قرص های خود را خورده و آرام می خوابد و دیگر بیدار نمی شود، پزشک قانونی نیز سمی در خون او نمی یابد! حتی اگر غلظت دارو در خون او را اندازه گیری نمایند، تنها فرضیه محتمل استفاده عمدی یا اشتباهی از داروی اضافه است !
———————————————————————————————————
با سپاس از سایت پر محتوا و اطلاعات بسیار شما.
ممنون سورنا که این موضوع رو گفتی ، قبلا به این موضوع اشاره شده بود اما دسترسی به سایت دکتر خزعلی مشکله مرسی که این نقل قول رو اینجا آوردی ، این موضوع یه چیزی حتی بیشتر از یه دوستی معمولیه ، هر چند بعضیا نه گوش شنیدن دارن نه چشم دیدن دارن نه عقل فکر کردن دارن و نه زبانشون به راستی و درستی می چرخه و هر چقدر دلیل بیارین باز باور نمی کنن اما باید حقیقت بیان بشه .
شما که عرب هستید و تبارتان هم عرب بوده اند من یک خوزی هستم من از شما می خواهم شما و سایر بستگان بدویتان به زبان خودتان عربی و درباره سرزمین آبا و اجدادیتان نجد و حجاز بگویید، شما را با ایران و خوزستان عزیزش چه کار؟ شما عرب ها با عمر کشته شده بدست پیروز آمدید و با خزعل خفه شده بدست رضا شاه ، دوره تان تمام شد . به خانه ات ، ببخشید ، به بادیه و چادرت در نجد یا حجاز و یا هر کنام سوسمار و تازی دیگری جز ایران و خوزستان و میانرودان عزیز بازگرد
.
پاسخ : چشم
سلام سلام سلام :لطیف جان از استاد سعیدی سیرجانی بیشتر بنویس . چرا کاری نمیکنند مردم محله کشتارگاه که کفش هایشان خونی است….و………راستی چرا کاری نمیکنند….منتظرمجواب بشنوم
.
پاسخ : سلام جانم . ظاهرا” از آشنایان و دوستان عهد قدیم من هستی . بزودی سه وبسایت را با هم راه اندازی و یا فعال مجدد می کنم با نامهای : از تاریخ تا جغرافیا ، ممالک محروسه دلم و راپورتهای یومیه از مملکت گل و بلبل . درباره سعید سیرجانی هم بیشتر خواهم نوشت . محله کشارگاه تهران هم تبدیل به فرهنگسرا شده است و کارهای فرهنگی زیادی کرده اند . سلام بنده را هم به مرحوم به فروغ فرخزاد برسانید
فضل آباد شیراز عزیزم درود بر شما
.
پاسخ : سلام جانم