دکتر مهدی خزعلی
نوشتهء عبداللطیف عبادی
یکی از متفکرین اروپایی در جایی گفته بود «مردمی که تاریخشان را فراموش می کنند مجبورند که آنرا تکرار کنند» . در دنیا شاید کمتر مردمی وجود داشته باشند که به اندازهء ایرانیان به مطالعهء تاریخ و کلا” مطالعهء کتاب بی علاقه و حتی از آن بیزار باشند . این را من نمی گویم بلکه آماری می گویند که از نرخ کتابخوانی در کشورمان ارائه شده اند . هر ایرانی تنها سی ثانیه در سال کتاب میخواند
ما تاریخ نمی خوانیم و در نتیجه تاریخمان را بیاد نمی آوریم . ما حتی بیست سال پیش خودمان را هم بیاد نمی آوریم . از آن بدتر آنکه از یادآوری تاریخمان هم نفرت داریم . من هر بار که مطلبی تاریخی مینویسم و گوشه ای از سرگذشت سرزمین محنت کشیده مان را بازگو می کنم ، صدایم در میان دشنامها و اذهان خو گرفته به دروغهای شیرین و فریاد های « دروغ است .. دروغ است ..» گم میشود . با اینحال هنوز از پا نیفتاده ام و باز از تاریخ می گویم و باز از سرگذشت غم انگیز مردان بزرگ سرزمینم می نویسم ، بی هیچ هراسی و بی هیچ دلبستگی و وابستگی به و پیوستگی به جایی یا کسی یا جمعی یا خطی یا ربطی ، یا گروهی و یا حتی فکری . من به قدر وسع خودم تاریخ را همانگونه که بوده است و یا به چشم خویش دیده ام روایت می کنم . تحلیل و تفسیرش بماند برای دیگران
در سال ۱۳۷۵ مجموعه برنامه هایی در تلوزیون کشورمان پخش شد تحت عنوان «هویت» . در آن سال من حدود بیست دقیقه از این برنامه را در تلوزیون سیاه و سفید نمازخانهء بند نهم زندان عادل آباد شیراز دیدم . اینکه قبلش کجا بودم و بعدش دوباره به کجا برده شدم ، حکایت رنجهای خودم هست و به آن نمی پردازم . آن شب اگر خطا نکنم ، گوشه هایی از اعترافات سعیدی سیرجانی را نشان می داد و عزت الله سحابی را . بعدها که از زندان آزاد شدم کتابی خریدم به نام «هویت» که مشروح همان برنامهء تلوزیونی بود . نویسندهء آن کتاب علاوه بر متون پیاده شده از برنامهء هویت ، بنا به ابتکار و عقیدهء خود ، بخشهای مفصل دیگری را نیز در افشاگری علیه آنچه را که «انحراف و خطر روشنفکران» برای کشور دانسته بود ، بر آن افزوده بود و فهرستی از آن «روشنفکران و نویسندگان منحرف و خطرناک» را نیز با شرح سوابق و ذکر جملات و نقل قولهایی از آنها ، به عنوان سند ، در بخش پایانی کتابش گنجانده بود (اینجا) ء
در سال ۱۳۷۷ جمعی از آن روشنفکران یا دوستان آنهایی که در برنامهء هویت منحرف وخطرناک نامیده و معرفی شده بودند ، یک به یک کشته شدند . آن کشتارها بعدها به قتلهای زنجیره ای معروف شدند . وزارت اطلاعات کشورمان خود پیگیر ماجرا شد و در اقدامی که با معیارهای سازمانهای امنیتی جهان عملی شجاعانه و بزرگ محسوب میشد ، مسئولیت آن قتلها را به گردن گرفت اما گفت که انجامشان خارج از تصمیمات وزارتی بوده و مرتکبین آن جنایت ها را جمعی خودسر و قدرناشناس نامید . به سرعت مشخص گردید که رهبری آن گروه تبهکار را فردی بنام سعید امامی – معروف به سعید اسلامی – عهده دار بوده است (اینجا) به تدریج جزئیات بیشتری از اعمال و سوابق آن جماعت خودسر منتشر شد و معلوم گردید که تهیه کنندگان واقعی برنامهء هویت و ناشرین کتاب هویت نیز کسی جز سعید اسلامی (امامی) و دوستانش نبوده اند . کتاب هویت توسط انتشارات حیان منتشر شده بود و تدوین کننده و نویسندهء توضیحات و تفصیلاتش نیز شخصی بنام دکتر مهدی خزعلی بود . در آن سالها اطلاعات اندکی از مهدی خزعلی در دست بود و صرفا” گفته میشد که به دلیل رفاقت و همکاری اش با گروهی که بعدها به تیم سعید اسلامی و نیروهای خودسر وزارت اطلاعات مشهور شدند، انحصار نشر بسیاری از کتابهای دانشگاهی کشور را در دست دارد ، فرزند آیت الله خزعلی است ، چشم پزشکی خوانده است و خانواده اش انحصار برداشت خاک سرخ جزیرهء هرمز را نیز در دست دارند . سعید اسلامی (امامی) بعدها و در زمانی که تحت بازداشت وزارت اطلاعات بود ، با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد و سایر اعضای گروه خودسر و تبهکارش نیز به مجازاتهایی سنگین محکوم شدند . از آن پس کسی نام دوستان و یاران غار سعید اسلامی و از جمله دکتر مهدی خزعلی را نشنید
اخیرا” در عالم اینترنت آزادیخواهان جدیدی ظهور کرده اند که سوابقشان برای دیگران چندان روشن نیست اما دست کم نامشان برای من آشناست . یکی از این آزادیخواهان نوظهور و محبوب ، دکتر مهدی خزعلی است . دکتر خزعلی یکی دو سال است که سایتی را هم راه انداخته و در آن به نوشتن مقالاتی انتقادی علیه حکومت و نیز ذکر خاطراتش می پردازد (اینجا) خاطراتی که او تعریف می کند نسبتا” جدید هستند و غالبا” حکایت از مبارزات آزادیخواهانهء وی در راه احقاق حقوق مردم ایران و مبارزه با ستمگری ها و کژی های هایی هستند که به گفتهء خود او ، در بخشهایی از دولت و یا کل حاکمیت نظام جمهوری اسلامی می بیند . دکتر خزعلی برای مثال از میل کردن افطاری با “یک روحانی آزاده ” می گوید و یا شرح می دهد که چند شب پیش از آن ، یا پس از آن ، چگونه همراه با شخص شریف دیگری وارد یک چت روم شده و با حاضرین در آن دنیای مجازی به گفتگویی بی پرده و شجاعانه پرداخته است .اما دکتر خزعلی ظاهرا سالهای دور خود و سوابق گذشته اش را چندان بیاد نمی آورد و خاطره ای از فعالیتهای ده سالهء امنیتی و مطالعاتی اش در سالهای شصت و هفتاد را تعریف نمی کند . اگر هم از سالهای دورش خاطره ای بیادش بیاید از قبیل همان مطلبی است که با عنوان ” آیت الله جنتی شما دین دارید؟ نوشته است (اینجا) . جناب خزعلی آن مطلب را البته به ظاهر در وهن و تحقیر آیت الله جنتی نوشته شده بود و بسیاری از مخالفین حکومت جمهوری اسلامی نیز از آن استقبال کردند و با خواندنش به وجد آمدند ، اما محتوایش در واقع شرحی از عجوزگی ها و خباثتهایی بود که دکتر خزعلی به عیال آیت الله جنتی نسبت داده بود (اینجا) من که از ماوقع میان خزعلی و اطرافیانش خبری ندارم . شاید واقعا” آیت الله جنتی همان باشد که دکتر خزعلی می گوید – والله علیم و بصیر- اما تهمت دزدی زدن به عیال آیت الله جنتی و پیرزنی که اکنون قاعدتا” قریب به هشتاد سال سن دارد و هیچ پست و مقامی سیاسی و غیر سیاسی هم نداشته است و وبسایت و وبلاگی هم ندارد و قادر به دفاع از خود در مقابل آن تهمت های سخیف در عالم اینترنت نیست ، برخلاف رسم فتوت و جوانمردی بود . من در شگفتم که چرا در این زمینه کسی دکتر مهدی خزعلی را سرزنش نکرد
در سایت دکتر مهدی خزعلی که وارد شوید و روی گزینهء «دربارهء من و زندگینامهء من» که کلیک کنید ، شرح مبسوطی از کارنامهء علمی ایشان را می بینید و با جزئیات کارهای انتشاراتی و مطالعاتی اش در زمینه های علمی و پزشکی آشنا میشوید ، اما با شگفتی بسیار متوجه میشوید که ایشان از روی ده سال تمام همکاری اش با دفتر بررسی ها و مطالعات ریاست جمهوری گذشته و کوچکترین اشاره ای به آنچه که در آن ده سال انجام داده بود نکرده و در عوض با فونتی درشت نوشته است که بعد از آن ده سال « با خودم عهده کردم که مسئولیت دولتی نپذیرم» (اینجا) . علاوه بر این ، مطلب دیگری نیز جهت معرفی کردن ایشان در سایتشان هست با عنوان «مهدی خزعلی ، آنطور که من شناختم» که به قلم فردی بنام جواد ترابی و در شرح کمالات و فضایل مهدی خزعلی نوشته شده است . جالب اینجاست که نویسندهء مطلب مذکور نیز از گذشتهء مهدی خزعلی اطلاعی ندارد و اقرار کرده است که سابقهء آشنایی اش با ایشان صرفا” از سه سال پیش به این سو بوده است (اینجا) . به سایت انتشارات حیان هم که وارد شوید ، فهرستی از کتابهای غالبا” علمی منتشر شدهء این انتشارات را می بینید اما در میان آنها هیچ اثری از کتاب هویت نیست (اینجا) ء
به این ترتیب دکتر مهدی خزعلی گذشتهء خود و سابقهء همکاری و همفکری و رفاقت دیرینه اش با مرحوم سعید اسلامی (امامی) و هر آنچه را که دال بر نقش داشتنش در ماجرای پروژهء هویت (که شامل ساختن برنامهء هویت و نوشتن و انتشارکتاب هویت علیه روشنفکران و نویسندگان ناراضی تا فضا سازی برای قتل عامشان به دست گروه خودسر سعید اسلامی میشد) را به عمد فراموش نموده و در واقع ، از چشمهای حقیقت جو پنهان کرده است . من معتقدم که سعید اسلامی (امامی) از روز اول همانی نبود که در آخر کار شد . هیتلر هم روز اول انسان بدی نبود . استالین هم به گواه تاریخ ، در نوجوانی و سالهای نخست جوانی اش مرد شریفی بود . اما همین افرادی که در آغاز انسانهای بدی نبودند به تدریج در حلقه ای از یاران کژاندیش قرار گرفتند و اندک اندک به راهی کشیده شدند که عاقبت دیدیم و همه کمابیش با آن آشناییم . با اینحال ، مورخین گویی که رغبتی به پرداختن به آن «اطرافیان» ندارند وگرنه شاید تاریخ به گونهء دیگری نوشته میشد . آنچه را که سعید اسلامی (امامی) مرتکب شد یک عمل فردی نبود بلکه جنایتی جمعی بود . کنراد ادنائر – نخستین صدر اعظم آلمان غربی – در اشاره به فاجعهء هولوکاست و مرگ شش میلیون یهودی بی گناه به دست نازی های هموطنش ، آن فاجعه را یک جنایت دسته جمعی نامیده بود . او با سرزنش کردن خودش و همهء مردم آلمان گفته بود « در یک جنایت دسته جمعی ما نمی توانیم یک نفر را از میان خودمان به عنوان مقصر و جنایتکار اصلی معرفی کنیم در نتیجه مجبوریم چشممان را بر آنچه کرده ایم ببندیم و یکدیگررا ببخشاییم ، اما در عوض توقع داریم که در خودمان لااقل یک احساس شرمساری دسته جمعی را ببینیم » ء
من این مطلب را نه با اغراض و منظور سیاسی و برای تخریب شخصیت دکتر مهدی خزعلی و یا عقده گشایی علیه حکومتی و یا حمایت از جمعی، بلکه برای کشف حقیقت و بیاد آوردن گوشه ای از تاریخ فراموش شده و غم انگیز روشنفکران و اهل قلم کشورم نوشتم . سالها بعد از درگذشت سعیدی سیرجانی شنیدم که سعید اسلامی (امامی) در جایی گفته بود که وقتی سعیدی سیرجانی در سلولی انفرادی بود به او گفتم چه دوست داری برایت بیاورم ؟ و او گفت دلم ارده می خواهد . سعید اسلامی اضافه کرده بود که می دانستم پیرمرد به دلیل سنش با خوردن ارده قبض مزاج می گیرد و نیاز به ملین دارد . در نتیجه فردایش برایش کپسولهایی از سم پتاسیم را بردم و گفتم که اینها شیاف ملین است و به توصیهء پزشک استعمالشان کن . سعید اسلامی تعریف کرده بود که که سعیدی سیرجانی با استعمال آن کپسولهای سمی و کشنده ، از درد به خود می پیجید و ضجه و فریاد می زد که آتش گرفته ام .. و آب میخواست .. و ما به او می خندیدیم تا آنکه بی حرکت بر زمین افتاد و جان داد ، علی راوی و والله اعلم . (اینجا) ء
من از دکتر مهدی خزعلی توقعی ندارم که بیاید و شرح بدهد که در گذشته با همکاری سعید اسلامی(امامی) چه اعمالی را علیه اهل قلم کشورم مرتکب شده است و یا آنکه اقرار کند وقتی کتاب هویت را نوشت راه را برای قتل و کشتار چه بی گناهانی هموار کرد ، اما از ایشان فقط و فقط توقع دارم که بابت جفایی که در حق نویسندگان شریف و مظلوم مملکتم کرد اندکی احساس گناه و شرمساری کند . همین ما را بس
سعیدی سیرجانی غریبانه و در اسارت مرد
دیشب مقدمهء کتاب وقایع اتفاقیه به قلم علی اکبر سعیدی سیرجانی را با چشمی اشکبار تمام کردم . سعیدی سیرجانی رفت ، سعید اسلامی رفت ، و بندهء حقیر و دکتر مهدی خزعلی و دیگران هم دیر یا زود خواهیم رفت اما راستی و درستی برای همیشه می ماند . به تعبیر ما عربها ، دنیا دار فنا و یار بی وفاست ، و آنچه که باقی می ماند فقط حق است
در این زمینه بیشتر بخوانید
مهدی خزعلی از آفتابه داری سعید امامی تا کفشبوسی وزارت خارجه آمریکا


از لحن متواضعانه و مصلحانه نوشته تان بسیار لذت بردم. سربلند باشید
latif jan to in hafte khazali shod shakhsiate khube barnameye parazit.dus daram yebar dar morede in barname benvisi.shayad bad nabashe.
درود بی کران بر شما،
من هم با شما موافقم که متأسفانه ملت ما حافظه تاریخی کوتاهی دارند و از ان جهت محکوم به تکرار تاریخ هستند .
سپاس از مطلب پر بار شما…
زیبا بود
بسیار استفاده کردیم
ممنون
نوشته ی خوبی بود. به دل نشست. امیدوارم نسل ما اهل پرسشگری باشد. افرادی مثل خزعلی تنها کار مفیدی که می توانند بکنند این است که به شرح … که خود یا عواملشان در آن شریک بودند بپردازند. شاید اینها درسی باشد که نسل ما از آن آگاه شود.
خیلی عالی بود آقای عبادی
خیلی لذت بردم، دلم میخواد کسی پرونده ی نوری زاد رو هم ، همینطور حرفه ای و محترمانه باز کنه، چون احساس میکنم بیشتر از وزنی که داره بهش پرداخته میشه و این خطرناکه!
درود
درست می فرمایید،چاپ اون اراجیف کار اشتباهی بوده ولی ایشان مدعی هستند تا به حال به احدی ظلم نکرده اند.
البته گاهی به مواردی اشاره می کند مانند:
اما خاطره من از سعید امامی :
در یک بحث تئوری با او ، من معتقد بودم که حذف فیزیکی در سنت پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) جایی ندارد، اگر چنین بود امیر مومنان علی علیه السلام می توانست در سقیفه که چند نفر بیش نبودند مسیر تاریخ را تغییر دهد، توجیه هم این که چند نفر معدود می خواهند علیه بیعت ۱۲۰ هزار نفر با وصی و جانشین پیامبر (ص) توطئه کنند، یا مسلم در خانه هانی کار را یکسره می کرد و حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد! ء
او معتقد بود وقتی علیه نظام اسلامی و ولایت امرتوطئه می کنند باید به هر طریق فتنه را ریشه کن کرد و استناد می کرد به دستور قتل کسانی که در جنگ احزاب خیانت و جاسوسی کردند و معتقد بود حذف فیزیکی باید با اذن حاکم شرع باشد….
A VERY BEAUTIFUL ARTICLE ABOUT SOME … VERY MUCH INFORMATIVE AND SAD FOR WHAT THESE … HAVE DONE IN MY COUNTRY,SIMPLY SAD
جناب چه شد؟ از معرفی خود و اینکه قبل از افتادن به زندان عادل آباد که بودید ، چرا به زندان افتادید، و چگونه آزاد شدید و الان با کدام نیروهای امداد غیبی مسلمین همکاری میکنید، به لکنت زبان افتاده اید؟ نکند روح آریامهر و یا دست ابوالفضل در کار بوده و کامنت های به به و چه چه های یک مشت انسان مسخ شده مانند خود را تنها در صفحه خود گذاشته اید . بی شرم هایی که گلسرخی را دیوانه مینامند پست فطرت تر و پوفیوز تر ار آن هستند که شهامت یک حرف مخالف را داشته باشند. بروید به … اسلام و … شریعتی بچسبید که لیافت بی شرف هایی مثل شما همین هست و بس
.
پاسخ : اولا” که بنده هیچ بحث مذهبی و سیاسی نکرده ام و نمی دانم از کجای این نوشته برافروخته شده اید . ثانیا” محبت قلبی بنده به حضرت ابوالفضل عباس ربطی به کسی ندارد . شما اگر دست من خشمگین هستی و اگر دشنامی داری به من بده و نه به آن حضرت و یا حتی به شاه و شریعتی و هر کس دیگر
ممنون از روشنگری شما و به احترام زندانیان زندانهای ایران و بویژه شیراز
ممنون لطیف.. واقعا باید در رثای امثال سعیدی سیرجانی و محمد مختاری نوشت.. کسانی که مظلومانه و فقط بخاطر حرف حق کشته شدند .. نان به نرخ روز خور کم نیست..
این … جلو آمده اند و حالا از حقوق مردم صحبت میکنند. اینها اول باید راست و درست تاریخچه کارهای خودشان را در سی سال گذشته و … را به قضاوت مردم بگذارند.
مقاله شما خوب و روشنگر بود.
شاید خود جناب امامی هم اگر زنده بود الان اصلاح طلب و طرفدار آزادی شده بود و وبلاگ داشت .
شاید هم تئوریسین شده بود خدا را چه دیدی مگر اسلافش نشدند این هم میشد . توی کمپین یک میلیون امضا هم میرفت جهت سخنرانی برای حقوق زنان .
با سلام خدمت جنابعالی
این کلمات بر دل نشست چون از دل برخاسته بود .
سابقه آقای خزعلی را از همان سالها من شنیده بودم . بخصوص اینکه ایشان وارد کننده لوازم
چشم پزشکی هم بود ومدیر انتشارات حیان ناشر کتب پزشکی .
و این استحاله ایی که ایشان از خود نشان داده بود خوب شاید واقعا” باشد ولی صحبت نقد گذشته است
نه چیز دیگر . و یادآوری نقش خود در گذشته ها تا نسلها و جوانان امروز خود قضاوت کنند و
بپذیرند و یا نپذیرند .
دوست عزیز
با توجه به نداشتن اطلاعات دلم می خواهد بگویم اگر واقعا چنین است احسنت بر شما
.
پاسخ : ممنونم از نظر شما . بله واقعا” چنین هست که عرض کرده ام . ضمنا” بابت حذف قسمت دوم کامنت تان عذرخواهی می کنم . موضوعی که گفته بودی صحت ندارد . خانوادهء مهدی خزعلی نیز هر کسی که باشند، برای من شریف و محترم هستند
سلام. مهدی خزعلی منکر نقش خود در برنامهٔ هویت است. لطفاً این لینک را ببینید و، اگر صلاح دانستید، نظر او را نیز به مقالهٔ خودتان بیفزایید.
http://drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231-1388-11-13-13-52-05/718-1389-09-16-20-50-41.html
.
پاسخ : سلام جانم . مهدی خزعلی بسیار مایوسانه و از سر استیصال منکر تمام سوابق گذشتهء خودش شده است . بنده در مطلب ” مهدی خزعلی ، از آفتابه داری سعید امامی تا کفش بوسی وزارت خارجهء آمریکا ” همهء ناگفته ها را دربارهء این مرد بطور مستدل ، مستند و مفصل نوشته ام . در نتیجه موضوع بطور کامل روشن و مشخص شده است و دیگر نه برای من و نه برای مهدی خزعلی در این زمینه هیچ حرف جدیدی برای گفتن باقی نمانده است. در لینکی هم که گذاشته اید ایشان گفته است که ارتباطی تشکیلاتی و سازمانی با محفل خودسر سعید امامی(اسلامی) نداشته است در حالی که بنده هیچگاه نگفته ام که این آدم بی ارزش و بی سواد و خل وضع با سعید امامی و باند خودسرش ارتباطی سازمانی و تشکیلاتی داشته است . سایر مطالبی هم که در لینک بالا گفته است ارتباطی به موضوع محفل خودسر سعید امامی و نوشته های من ندارد و شامل مسائلی میشود که نه در حوزهء مطالعاتی من است و نه بنده هیچگاه درباره شان اظهار نظری کرده ام . بهرحال بسیار ممنونم از این اطلاعی که دادید
سلام،
تشکیلات امامی را در چند جا خود سر عنوان کرده اید. آیا فقط نقل قول کرده اید یا اینکه خود بدین معتقدید؟
.
پاسخ : سلام . خود بدین معتقدم
معلومه که تو جیره خور وزارت اطلاعاتی
اگه سر سوزن شرف داری نظر منو هم منتشر کن
دوست عزیز! می بینم فقط نظراتی رو منتشر کردی که ازت تعریف کردن و یکی دو تا مخالفی رو هم که اجازه انتشار دادی این جور القا کردی که یه مشت بد دهن بی منطق هستن. با این صحبتایی که جنابعالی کردی آدم به این نتیجه می رسه که نباید تو این مملکت به کسی دل بست چون همشون حکومتی هستن و دستشون به خون آلوده هست و این یعنی پاشیدن تخم ناامیدی توی مردم که این هم کار کسانیه که دوست دارن اوضاع همینجوری بمونه. چند جا یه چند تا تهمت زدید و گفتید الله اعلم من هم می گم احتمالا شما یا سرباز گمنام امام زمانی یا عامل حکومت الله اعلم. به قول شاعر که می گه با برون را ننگریم و قال را/ ما درون را بنگریم و حال را.
.
پاسخ : بهرحال سطح عقلی و حجم درک و فهم و شعور شما و امثال شما در همین حد است که مطلبی به این مستندی و به این مستندی و به این روشنی و به این واضحی را خوانده ای و آخرش برایم نوشته ای که اینها صرفا” یک مشت تهمت هستند! . خوش بحال آن خرسوارانی که بر دوش تو و امثال تو نشسته اند و ایام به کامشان هست
همونطور که خود شما هم گفتید عیب ما ایرانیا اینه که مطالعمون کمه و هر چیزی رو که بهمون گفتن باور می کنیم. دوستانی که مطالب شما رو خوندن مطمئنم به همین بسنده کردن و دنبالش نرفتن ببینن شما راست گفتی یا دروغ. شما هم لطف کن مثلا توضیح بده که خاک سرخ هرمز مال مهدی خزعلی فرزند ابوالقاسمه یا محمد مهدی خزعلی فرزندمصطفی؟ اگه به این نتیجه رسیدی که اشتباه کردی یا خدای ناکرده دروغ گفتی مرد باش و به اشتباهت اقرار کن
.
پاسخ: اولا” که این مطلب دربارهء خاک سرخ و گچ زرد و سیمان آبی جزیره هرمز یا جزیرهء کیش و یا شبه جزیرهء عربستان سعودی نیست . این مطلب دربارهء سوابق سیاه یک فرد شیاد و دروغگوی شیاد بنام مهدی خزعلی هست . در نتیجه بنده علاقه ای ندارم که مثل شما اصل مطلب را رها کنم و به جاده خاکی بزنم و دربارهء موضوعی که هیچ ربط و ارتباطی به نوشته ام ندارد حرفی بزنم . ثانیا” این جناب مهدی خزعلی که با داد و قال می گوید خانواده اش هیچ دخلی در ماجرای استحصال – و در واقع غارت! – خاک سرخ جزیرهء هرمز ندارند ، خیلی غلط کرده است و خیلی هم غلط می کند . چرا؟ چون آن یکی خزعلی که در در جزیره هرمز این کاره است پسر عموی ایشان است
با توجه به این که ایشون الان حرف حق رو میزنه و به همن خاطر هم توسط حکومت سایت و وبلاگهاش فیلتر میشه ، گذشته مبهمش به قول شما ،اهمیتش نمیدونم چیه در حال حاضر من جرات و از خود گذشتگی این فرد رو در بیان حقیقت حال جامعه میبینم.اگر آدمای بی ارزش مثل ایشون بیشتر بودن الان وضع مملکت این نبود.
و شما هم امیدوارم از روشن کردن مردم نتیجه کافی رو در محضر خدا و وجدانتون بگیرید و خدمتی که به مردم محنت کشیده این خاک میکنید رو من قدر دانی میکنم.
موفق باشی
.
پاسخ : اولا” ایشان حرف حق را نمی زند بلکه جلف ترین ، سبک ترین ، لوس ترین ، زردترین ، سطحی ترین ، سخیف ترین و بی ارزش ترین مطالب را می نویسد و به اتکای پشت گرمی (که بطور واقعی یا خیالی) برای خودش احساس می کند ، در عالم اینترنت منتشر می نماید . هر کس دیگری هم که عقل خودش را تعطیل کند ، در جمال و فرمایشات ایشان همنی مشخصاتی که شما دیده اید را می بیند . بنده نیز این مطلب را برای کشف حقیقت نوشته ام و هیچ توقعی برای دیدن قدرشناسی کسی ندارم . اصولا” هوراها و دشنامهای دیگران به یک اندازه برایم بی اهمیت هست . مهم گفتن حرف حق و بیان حقیقت است
واقعیت این است که برای فهمیدن حقیقت باید بدان شک کرد، بنده نیز که برای اقناع خود درباره سوابق جناب خزعلی به این وبسایت رسیدم باید عرض کنم وفور افرادی از این دست در جامعه نوشته های شما را قابل باورتر می کند .. ، اما نکته در اینجاست اگر این افراد به مرور زمان اندیشه های تازه ای پیدا کردند و از گذشته خود نادم باشند و در راه خدمت صادقانه به مردم قدم بگذارند شاید گذشته آنها از یاد بردنی نباشد اما قابل چشم پوشیست.
با تشکر
.
پاسخ : مهدی خزعلی و امثال وی از مصادیق بارز دورویی ، ریاکاری ، فرصت طلبی هستند و اگر لازم بدانند صد بار دیگر هم خط و چهره و رنگ و ادعا عوض می کنند
معلومه که تو جیره خور وزارت اطلاعاتی
.
پاسخ : خیلی ممنون